بررسی سودمندی شیوه های آموزش قبل از ازدواج


 

ازدواج از جمله مهمترین شرایط و زمینه های تحقق زندگی روانی – اجتماعی و معنوی انسان است.از اینرو ،نیاز به آموزش برای ورود به آن احساس می شود .در گذشته این آموزشها از طریق ارتباطات چهره به چهره و با مشاهده آداب و رسوم صورت می گرفت ولیکن در دنیای امروز با تغییر در سبک های زندگی ،فرصت برای انتقال اطلاعات و آموزش کاهش یافته و چه بسا آموزشهای قدیمی قادر به رفع مسائل دنیای امروز نیستند و نیاز به آموزش رسمی ضروری به نظر می رسد.آموزش قبل از ازدواج تلاشی است در جهت کاستن ازازدواج های ناموفق و افزایش ازدواج های موفق و پایدار.این آموزش ها شامل آموزشهایی چون آموزش مهارتهای ارتباطی،گفتگوی موثر،حل مسئله،مدیریت تعارض،جرات ورزی و . . . می شود که امروزه در سراسر جهان مورد توجه بسیار قرار گرفته اند.

   پژوهش حاضر که از نوع مروری می باشد به بررسی سودمندی دو برنامه آموزش پیش از ازدواج متداول که مورد مطالعه بسیار نیز قرار گرفته اند می پردازد:

 

1-  برنامه بهبود ارتباط و پیشگیری از مشکلات ارتباطی (PREP):

این برنامه بر شیوه های زوج درمانی رفتاری سنتی چون آموزش حل تعارض و حل مساله به زوجین تازه ازدواج کرده و نامزدها  مبتنی است.نتایج آشکار ساخت که این برنامه تا سه سال بعد از پایان دوره ، موجب افزایش ثبات و رضایت زناشویی می شود (مارکمن و همکاران،1988).

 

2- برنامه ایجاد ارتباطات پذیرفته شده و دلسوزانه از طریق همدلی (CARE):

این برنامه مداخله ای در دانشگاه UCLA با تمرکز بر رفتارهای اجتماعی سودمند مطرح شد. CARE علاوه بر آموزش مهارتهای ارتباطی به ارتقا همدلی و حمایت اجتماعی نیز پرداخته است و از سه بخش آموزش حمایت اجتماعی، آموزش مدیریت تعارض و آموزش بخشودگی تشکیل شده است.بدین ترتیب که در ابتدا طی تمریناتی به زوجین یاد داده می شود تا حمایت کننده و حمایت گیرنده های خوبی باشند و احساسات منفی همسرشان را درک کرده و به احساسات و نیازهایش اعتبار بخشیده وبه شیوه ای همدلانه به آنها پاسخ دهند.در مرحله بعدی به زوجین آموزش داده می شود تا بدون قضاوت ،سرزنش و حمله به بررسی منطقی تعارض بپردازند و با درک بهتر خاستگاه رفتارهای یکدیگربه سازگاری و ایمنی بیشتری دست یابند (راگ و همکاران،2002).

در مرحله آخر نیز زوجین را با فرایند بخشش آشنا ساخته و آنها را تشویق می کنند تا به وسیله همدلی با مقصر و اعتمادسازی مجدد به رفع صدماتی که در گذشته موجب بی اعتمادی بینشان شده بپردازند. در مجموع ، CARE با تکیه بر حمایت اجتماعی و همدلی که از طریق ایجاد درک و پذیرش متقابل بین زوجین ایجاد می شود،احساس امنیت را در رابطه خلق کرده و در نتیجه در همسران ،نگرش مثبت نسبت به هم ایجاد کرده و به زوجین در افزایش رضایت زناشویی دراز مدت کمک می کند(جانسون و همکاران،2001).

    نتایج پژوهش طولی بر روی سودمندی این دوشیوه نشان دادکه مداخلات پیشگیرانه در اوایل ازدواج ،میزان موفقیت و شادی زناشویی را افزایش می دهند و علیرغم اثر کوتاه مدتشان از آنجا که بیشترین نرخ طلاق و جدایی در 5 سال اول زندگی زناشویی رخ می دهد ،این تاثیر نه چندان طولانی مدت به حفظ ازدواج در پرمخاطره ترین سالها کمک می کند.همچنین مداخلاتی که به افزایش همدلی و حمایت و امنیت بین زوجین می پردازند مثل CARE  چون منجر به تغییردر دلبستگی زوجین می شوند ،اثرات طولانی مدت تری هم به همراه دارند(نیدیگ،1989).

در نهایت،اجرای چنین کارگاههای آموزشی قبل از بروز مشکلات جدی زناشویی می تواند به حفظ بنیان های خانواده و جامعه کمک کرده و ثبات و رضایت زناشویی را تحت الشعاع قرار دهد.

منبع: